اینجا کلیک نکنی ضرر کردی
عارفانه : خدا
آقا دیروز یه خبری خوندم خیلی باحال بود.اونم اینه که همین تازگیها تو آمریکا یک زوج یعنی یک زن و شوهر با یک زوج دیگه ازدواج رسمی کردن.این آمریکاییها هم با این کاراشون.ازدواج همجنس بازهارو رسمی کردن هیچی نگفتیم که کار کشید به اینجا.دیگه شورش رو در آوردن هاااااااا.از برادرها و خواهرهای همیشه در صحنه (از اون صحنه ها نه) دعوت می کنیم اگر پایه هستن فردا یه سر بریزیم تو خیابونا بگیم مرگ بر آمریکا.تازه میگن تو اتاق خوابشون هم یک تخت چهار نفره ی مشترک دارن.استغفرالله
به اعتـقاد من خــدا یگـانه ای مکـرر است یگــانه ای که با شمـار بنـدگـان برابر اسـت
به اعتقاد من خــدا همـان که فکـر می کنیم درست شکل اعتقاد ماست ، شکل باور است
گروهی از مـــیان ما خدایشان بزرگ نیست خدایشان درست مثل شخصشان محقر است
گروهی از مــیان ما خـدای پـر غــرورشـان همیشـه کینـه ورز و اخم کرده و ستمگر است
گروهی از مــیان ما خـدای مــه گرفتـه شان شبـیـه دیدن از ورای شیشـه ای مشجــر است
ولی خدای من خدای عاشقی که روز و شب میــان چشمـه ی تبسمـش دلم شنـاور است
خــدای من بزرگـتراست از آنچـه فکـر می کنـند خــدای من از آنچه حرف می زنم فراتر است
خدای من جداست از خدای سخت گیرشان مرا کسی که آفریده یک خــدای دیگـر است
گناه اگر نمی کنم برای عرض عاشقی است وگـرنه هر گنـاه پیــش لطـف او میســر است
کسی درسـت می شـناسد آن بزرگ پـاک را که مثــل من تمــام عمــر با خــدا برادر است
به نام نامی یگانه اش قسم که بی گمان هرآنکه فکر میکند خدا یکیست کافر است
نوشته شده توسط احسان در روز یکشنبه 19 خرداد ماه سال 1387 ساعت 8:00 PM
پیوند
|
چاپ
|
نظرات
[0]
عارفانه : شاید
شاید یکروزی دوباره اینجا چیزی بخونی و حال کنی
نوشته شده توسط احسان در روز یکشنبه 11 آذر ماه سال 1386 ساعت 4:08 PM
پیوند
|
چاپ
|
نظرات
[0]
عارفانه : نمی دانم
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ،
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت ،
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد ،
گلویم سوتکی باشد
به دست کودکی گستاخ و بازیگوش ،
و او یکریز و پی در پی
دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد .
بدین سان بشکند در من
سکوت مرگبارم را …
دکتر علی شریعتی
نوشته شده توسط احسان در روز پنجشنبه 26 مهر ماه سال 1386 ساعت 3:05 PM
پیوند
|
چاپ
|
نظرات
[7]
عارفانه : گناه دریا
چه صدف ها که به دریای وجود
سینه هاشان ز گهر خالی بود
ننگ نشناخته از بی هنری
شرم ناکرده از این بی گهری
سوی هر درگهشان روی نیاز
همه جا سینه گشایند به ناز ....
زندگی دشمن - دیرینه ی من –
چنگ انداخته در سینه ی من
روز و شب با من دارد سر جنگ
هر نفس از صدف سینه ی تنگ
دامن افشان گهر آورده به چنگ
وان گهرها .... همه کوبیده به سنگ !
فریدون مشیری
چه خبر شده . حالا که ما پست نمی زنیم هرچی خبره پیش میاد . از اونور سه تا سه تا می میرن . از این ور فرزاد حسنی حال سردار رادان رو می گیره . از اون طرف دیگه هم پرزیدنت مملکت سخنرانی میکنه و میگه این همه کارمندهای آموزش و پرورش نباید تو ادارات کاغذ بازی کنن بلکه همه باید برن پشت تدریس کنن یا حداقل پشت یر معلم ها خدمت کنن . مثلاً حل تمرین کنن یا کارهایی مثل این . این چند وقت هم که شبکه یک برنامه ی دیدار آقای احمدی نژاد رو با اهل رسانه پخش میکنه . میشد اسم دیگه ای هم برای این برنامه بذارن مثلاً برنامه ی دوست داشتن رییس جمهور . متأسفانه یا خوشبختانه فقط قسمت سوم این برنامه رو دیدم . آقا می گفتن ما هر استانی که می رفتیم مردم از ما استقبال گرمی می کردن و از این نتیجه می گرفت که مردم ایران خیلی باشعور و فهیم و خوب هستن .با افتخار از طرح هاشون تعریف می کردن ولی نگفتن چرا چند وقت بعد از سهمیه بندی بنزین تازه فهمیدن که سهمیه ی آمبولانس ها باید بیشتر بشه یا این که حدود 50 تا از ماشین های شهرداری به خاطر نداشتن بنزین بیکار موندن و باقی اون ها هم روزی یکبار بیشتر بیرون نمیرن . اصلاً به ما چه ربطی داره ؟ به قول این آقای بسیجی که دیشب به عنوان اهل رسانه صحبت کرد مردم توی کوره دهات ها از واقعیت های دولت با خبرند . حتماً فقط مردم تهران و شهرهای بزرگ از این واقعیت ها بی خبرند . بی خیال . صبح جمعه عشق است برنامه ی فرزاد حسنی توی رادیو . از رادیو جوان پخش میشه . گوش کن . خوبه .
جک 12 مرداد :
یه ....رکه دکترا می گیره میره سخنرانی میگه : مربع زندگی سه ضلع دارد ایمان و تقوا !!!
ترکه برف پاکن ماشینش رو میزنه ، هیپنوتیزم میشه .
جمله 12 مرداد :
جدیدترین رمان عشقی قزوین منتشر شد : خسرو و فرهاد
یک مقام آگاه اعلام کرد به علت قرار گرفتن ایام هفته در بین 2 جمعه ایران کلا تعطیل است .
خبر 12 مرداد :
رئیس فرماندهی مرکزی نیروی دریایی ارتش آمریکا در ناوگان پنجم از کاهش شمار ناوهای هواپیمابر این کشور در خلیج فارس به یک ناو خبر داد . به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری آلمان از منامه ، آدمیرال دوم " کوین کاسگریف " امروز به این خبرگزاری آلمانی گفت : « ناو هواپیمابر " یواساس اینترپرایز " به همراه چهار رزمناو همراه از کانال سوئز عبور کرده و به حوزه ناوگان پنجم وارد شدند. » کاسگریف که در پایگاه ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در منامه بحرین سخن میگفت ، ادامه داد : « ناوهواپیمابر اینترپرایز تنها ناوی است که تحت فرماندهی من در منطقه ناوگان پنجم مستقر هستند و دو ناو هواپیمابر دیگر به تازگی این حوزه فرماندهی را ترک کردهاند. » این فرمانده آمریکایی حضور دریایی کنونی آمریکا در منطقه را امری عادی توصیف کرد . این فرماندهی در 10 ژوئیه ( 21 روز پیش ) اعلام کرده بود قرار است اینترپرایز به دو ناو هواپیمابر دیگر به نامهای " جان استنیز " و " یواساس نیمیتز " و ناوگان همراه آن در منطقه بپیوندد . منطقه خلیج فارس ، دریای عرب ، دریای احمر ، خلیج عدن ، خلیج عمان و بخشهایی از اقیانوس هند زیر نظر فرماندهی ناوگان پنجم هستند که تنگه هرمز ، کانال سوئز و بابالمندب نیز در زمره آنها است .
سایت 12 مرداد :
www.cher.com
www.cdeb.com
متن 12 مرداد :
امروز و بنا به تقویم خویشاوندان آنسوی آب ، چند روز پیش ، روزی بسیار بسیار جالب بود . این روز که هفتم جولای دوهزار و هفت نام داشت ، هنگامی که به این شکل ۷/۷/۰۷ نوشته میشود ، ماهیت جادویی خود را نشان میدهد .در این روز که از نظر شمار فراوانی از افراد ، خوش یمن ترین روز ممکن شناخته میشود ، از شدت برگزاری مراسم عروس ، رکورد شکن شده و مسئولین برگزاری مراسم ازدواج نمیدانستند چگونه از عهده این تعداد فراوان جشن در یک شب ، بر خواهند آمد . از طرفی این روز ، روزی عالی برای دارندگان کازینو در لاس وگاس و سایر نقاط “ قمارخیز ” جهان بود . چرا که در قمار ، قرار گرفتن سه عدد ۷ در کنار هم به معنای برنده شدن است و آزمودن بخت در روز ۷ ماه ۷ سال ۷ ، دیگر چه خواهد بود ! اما به راستی چرا عدد ۷ از این همه قدر و منزلت برخوردار است ؟
جادوی هفت
هفت ، از ترکیب دو عدد سه و چهار ایجاد شده است که بنابر حکمت فیثاغورثی و زمانی بسیار دورتر از آن ، اعدادی خوش یمن شناخته میشدند . به عقیده بابلیان ، مصریان و تمدنهای باستانی دیگر ، به وجود ۷ سیاره مقدس اعتقاد داشتند . در زبان عبری لغت قسم خوردن ، به طور تحت اللفظی به معنای قرار گرفتن تحت نیروی ۷ چیز است که برگرفته از هفت میشی است که در پیمان میان ابراهیم نبی و ابی ملک در بیرشیبا به آن اشاره شده است . هرودوت نیز به یک قسم عربی اشاره کرده که در آن هفت سنگ به خون آغشته میشوند . آفرینش جهان در هفت روز انجام شده ، هفته هفت روز دارد ، هفت حسن خداداد ، هفت گناه کبیره ، هفت مرحله در زندگی انسان ، هفت طبقه بهشت و جهنم و مثالهای بیشمار دیگری در میان ادیان ، ملل و اعصار مختلف از جمله مصادیق حضور جادویی عدد ۷ در زندگی و مرگ انسانها هستند .
تعدادی از مشهورترین ۷ های جهان از این قرارند :
هفت طبقه بهشت :
بر اساس آیات قرآن و مفسران احادیث ، بالاترین درجه سعادت معنوی ، ورود به طبقه هفتم بهشت است . مسلمانان به وجود هفت طبقه یا مرحله آمرزش و بهشتی شدن اعتقاد دارند . این طبقات هفتگانه همانهایی هستند که حضرت محمد ( ص ) در شب معراج خود سوار بر “ براق ” آنها را طی نموده است .
هفت گناه کبیره :
هفت گناه کبیره ، گناهانی هستند که در زمان تاریخ بسیار قدیم رهبانیت مسیحی مشخص شده و در قرن ششم میلادی توسط پاپ گرگوری اول یا گرگوری کبیر در یک دسته قرار گرفته اند . این گناهان عبارتند از : تکبر ، طمعکاری ، شهوت – در معنای تمایل بیش از حد یا نامشروع جنسی ، حسادت ، شکم پرستی که معمولا مستی نیز در آن منظور میشود و تنبلی . هفت گناه کبیره از موضوعات مورد علاقه در وعظ و خطابه ها ، نمایشنامه های اخلاقی و هنر اروپای قرون وسطا بوده است .
هفت کلمه آخر :
هفت کلمه آخر ، به آخرین جمله حضرت عیسی بر صلیب اشاره دارد . این کلمات از این قرارند : ” خدای من ، چرا مرا به خود واگذاشتی ؟ ”
هفت علم انسانی ( علوم سبعه ) :
طبقه بندی آزاد موضوعاتی که از قرن پنجم میلادی به بعد ، دربرگیرنده برنامه آموزشی غرب در قرون وسطا بود . به نظر میرسد که نام “ علوم انسانی ” برگرفته از رساله “ سیاست ” ارسطو باشد که در آن از “ شاخه هایی از دانش که شایسته انسان آزاد است ” ، یعنی دانش اولیه ای که برای یک شهروند با تحصیلات مناسب لازم است ، سخن گفته است . این علوم عبارتند از علوم سه گانه : دستور زبان ( ادبیات ) ، علم بیان و دیالکتیک ( مباحثه و مکالمه ) و علوم چهارگانه که پیشرفته تر بوده و از این قرارند : حساب ، هندسه ، موسیقی و نجوم .
عجایب هفتگانه طبیعی :
کوه اورست در مرز نپال و چین ، آبشار ویکتوریا در آفریقا ، گرند کنیون Grand Canyonآمریکا ، ساحل مرجان بزرگ استرالیا ، سپیده دم شمالی قطب شمال ، آتشفشان پاریکوتین Paricutinدر مکزیک و بندر ریو دوژانیرو برزیل
هفت مرد فرزانه :
نامی که در سنت یونانی به هفت تن از سیاستمداران ، قانونگذاران و فیلسوفان قرن ۷ و ۶ قبل از میلاد داده شد. این فرزانگان عبارتند از : سولون قانون گذار یونانی ، تالس فیلسوف اهل میلتوس ، پیتاکوس فرمانده نظامی اهل میتیلن ، کلئوبولوس فیلسوف اهل رودس ، شیلون اسپارتی از ناظران شاه ، بیاس فرزانه ترین هفت فرزانه ، اهل پری ین و پریاندر حاکم مستبد کورنتی .
هفت دریا :
شامل دریاهای قطب شمال و قطب جنوب ، اقیانوس آرام شمالی و جنوبی ، اقیانوس اطلس شمالی و جنوبی و اقیانوس هند .
هفت حس :
بر اساس تعلیمات باستانی ، روح انسان یا “ بدن مقدس درون ” او مرکب از هفت خاصیت است که هر یک تحت تاثیر یکی از سیارات هفتگانه اند . آتش موجب زندگی ، خاک به وجود آورنده توانایی احساس کردن ، آب موجب قدرت بیان ، هوا حس چشایی ، مه موجد حس بینایی ، گلها به وجود آورنده حس شنوایی و باد جنوب به وجود آورنده حس بویایی هستند .
هفتمین پسر از هفتمین پسر :
همانطور که گفتیم ، هفت جادویی ترین اعداد است و در معرفت قومی ، هفتمین فرزند پسر از هفتمین پسر یک خانواده با نیروهای قدرتمند جادویی و شفادهندگی متولد میشود . او پیشگو است و میتواند طلسمهای قدرتمندی را اجرا کند و میتواند با نهادندست خود بر بدن افراد رنجور ، آنان را شفا دهد .
عجایب هفتگانه قرون وسطی :
۱) آمفی تئاتر روم ، ۲) کاتاکومبهای ( سرداب ) اسکندریه ، مصر ۳) دیوار بزرگ چین ۴) استون هنج در ویلتشایر انگلستان ۵) برج کج پیزا ۶) برج چینی ( از جنس چینی ) نانکینگ ، چین ۷) مسجد ایا صوفیه در استانبول
نوشته شده توسط احسان در روز جمعه 12 مرداد ماه سال 1386 ساعت 03:02 AM
پیوند
|
چاپ
|
نظرات
[0]
عارفانه : چه خبر ؟
خب این هفته هم دوباره برگشتم تهران تا آخر هفته اینجا باشم . اونجوری که می خواستم نخواهد گذشت ولی به خاطر خبرهایی که صبح چهار شنبه بهم رسید میشه فراموشش کرد . هیچ خبر خاصی به غیر از خر تو خری نیست . اصلاْ نمی فهمی چیکاره هستی .
جک ۶ اردیبهشت :
ترکه می ره دکتر می گه آقای دکتر هیچ کس چرا منو تحویل نمی گیره ؟ دکتره می گه : نفر بعد !
جمله ۶ اردیبهشت :
زندگی اجبار است . مرگ اخطار است . دوستی فقط یکبار است . اما جدایی بسیار است .
متن ۶ اردیبهشت :
اینجا منم
همان
در گریبان فرو برده سر
آن مرد که از درد درون خود
خسته است
این من منم
که تنها تر ز هر چه بی کسی
تنها نشسته ام

نوشته شده توسط احسان در روز پنجشنبه 6 اردیبهشت ماه سال 1386 ساعت 00:16 AM
پیوند
|
چاپ
|
نظرات
[0]
عارفانه : درد
درون سینه آهی سرد دارم
رخی پژمرده ، رنگی زرد دارم
ندانم عاشقم ، مستم ، چه هستم ؟
همی دانم دلی پر درد دارم . 
فریدون مشیری
خب این هم یک جور بخت خوبه که بهش میگن توفیق اجباری . از شدت بیکاری یه سری به کتاب هام زدم . قسم خوردم و پیش خودم قول دادم که دیگه این ترم کلی درس بخونم . یه کاری میکنم که کف همه ببره . می خوام معدلم رو ببرم روی حداقل 13 !!! چطوره ؟
این آلرژی هم که به قول حمید فرخ نژاد توی فیلم چهارشنبه سوری دهن ما رو زد از بس عطسه کردیم .
جک 14 فروردین :
....رکه تو خیابون داشته راه میرفته یهو یه ماشین بهش میزنه . بلند میشه میگه : حالا من هیچی ، اگه یه آدم بود میخواستی چیکار کنی .... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جمله ی 14 فروردین :
می دونی فرق تو با توپ فوتبال چیه ؟ اون رو باید تلاش کنی تا گل بشه ، ولی تو خودت گلی .
خبر 14 فروردین :
http://www.sharifnews.com/?22848
جور دیگه ای مونده که به ایران تجاوز کنن ؟
سایت 14 فروردین :
www.blondie.net
متن 14 فروردین :
گاهی وقت ها خوشبختی ها چه عمر کوتاهی دارن !
در فاصله ی یک چشم به هم زدن ثانیه هایی که احساس خوشبخت ترین انسان روی زمین رو داری تبدیل به تنها ترین آدم روی زمین می شی ... !
نمی دونم چرا ولی از وقتی که رفتی دست معرفت روزگار از شونه ام برداشته شد ...
تا کی باید تن به روابطی داد که فقط برای ارزش های ظاهریست و بویی از معرفت نبرده ؟
یه دوستانی که اگر سراغشان نروی به سراغت نمی آیند .
دلم می خواهد از این قفس خود را رها کنم و به دامان عقابان ، کبوترانه پناه برم .
معرفت و مرام گوی گمشده ای شده که مردم آن را از چشم شهر حاشا می کنن ... !
دلم از این زمانه سخت تنگ است .
نوشته شده توسط احسان در روز سه شنبه 14 فروردین ماه سال 1386 ساعت 3:16 PM
پیوند
|
چاپ
|
نظرات
[3]
عارفانه : دیوانه
یکی دیوانه ای آتش بر افروخت
در آن هنگامه جان خویش را سوخت .
همه خاکسترش را باد می برد
وجودش را جهان از یاد می برد .
تو همچون آتشی ای عشق جانسوز
من آن دیوانه مرد آتش افروز .
من آن دیوانه ی آتش پرستم
در این آتش خوشم تا زنده هستم .
بزن آتش به عود استخوانم
که بوی عشق برخیزد ز جانم .
خوشم با اینچنین دیوانگی ها
که می خندم به آن فرزانگی ها .
به غیر از مردن و از یاد رفتن ؛
غباری گشتن و بر باد رفتن ؛
در این عالم سر انجامی نداریم
چه فرجامی ؟ که فرجامی نداریم .
لهیبی همچو آه تیره روزان ،
بساز ای عشق و جانم را بسوزان
بیا ، آتش بزن ، خاکسترم کن
مسم ، در بوته ی هستی زرم کن .
فریدون مشیری
بابا دمشون گرم . استقلال فعلاً برگشت به بازی های آسیا . البته آسون ترین بازیش از دست رفت و پوستش کنده خواهد شد ولی باز هم به کوری چشم حسودا آرررررررررررره .
نبینم دست خالی بیای توی وبلاگ جدیدم هاااااااااااا .
جمله ی 4 فروردین :
غصه نخور که کفش نداری ، یکی رو دیدم که پا نداشت .
جک 4 فروردین :
به تر که می گن دو دو تا . می گه مگه من کامپیوترم ؟
سایت روز :
www.jeepster.co.uk
خبر روز :
http://www.sharifnews.com/?22806
متن روز : ( یک کم به این حرف هام فکر کن تا به مسخره بودن همه چیز پی ببری و بفهمی که همه عروسکیم )
گاهی اوقات به این نتیجه می رسم که هیچ چیز مال من نیست . من , یک جزء از هیچ بزرگ دنیایی هستم که بدون هیچ دلیلی , و بدون هیچ اراده ای به اینجا تبعید شده ام . درون دست های من , سیب سرخ گاز زده ایست که نمی دانم چطور به دست من رسیده است و من همینطور سرگردان به همهمه های مبهم اطراف خویش گوش سپرده ام . محیط من را , هاله ای سیاه و غلیظ از دروغ پوشانده است . و بر فراز سرم , آسمانی به وسعتی که نمی دانم ، به وسعت ندانسته هایم و به رنگ آبی , که پس زمینه ی دست نیافتنی آن است مثل انتهای خواسته های بی انتهای من . اطرافم را آدم ها گرفته اند که هر کدامشان , مثل من , بدون اینکه بدانند برای چه , بر سنگفرشی از باقیمانده مردگانشان , قدم می زنند و گاهی هم , برای اینکه چیزی گفته باشند زیر لب زمزمه می کنند : چه هوای خوبی ! من جزء لاینفک دروغ ها و آدم ها و مردگانی هستم که بر سطح توده ای مدور بر مدار صفر درجه ای به مرکزیت نوری دست نیافتنی می چرخند . می دانم , روزی , به دلیلی که هیچ ارتباطی به من نخواهد داشت در حفره ای تاریک , که هیچگاه متعلق به من نخواهد بود در زیر سنگفرشهایی که خیلی زود , گذرگاه عابران بی خیال خواهد شد مدفون می شوم انگار نه انگار که بودنی برایم بوده است و انگار نه انگار که رفتنی . این موضوع نه به من مربوط می شود و نه به هیچ کس دیگر. این موضوع یک اتفاق ساده است . یک اتفاق ساده ی مسخره برای اینکه تنوعی باشد برای گریز از تکرار قدم زدن های بیهوده و به گمانم کسی هم آن بالاهاست که نظاره میکند مردن تدریجی ام را ... از فراز آسمان لاجوردی دست نیافتنی .
نوشته شده توسط احسان در روز شنبه 4 فروردین ماه سال 1386 ساعت 1:32 PM
پیوند
|
چاپ
|
نظرات
[1]
آخرین مطالب